مرتضى مطهرى

191

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

من هرگز نعمتى را از مردمى سلب نمىكنم مگر اينكه آن مردم خودشان عوض شده و تغيير كرده باشند ، پس اى مسلمين ! بعد از اين هر چشم‌زخمى كه به شما بخورد از داخل خود شما خورده است و هر آسيبى كه به جامعهء اسلامى برسد از داخل جامعهء اسلامى مىرسد نه از بيرون . بيرون به كمك داخل استفاده مىكند . اين يك اصل اساسى است : دنياى اسلام هر آسيبى كه ديده است و مىبيند تا عصر ما ، از داخلهء خودش است . نگوييد از بيرون هم دشمن دارد . من هم قبول دارم كه از بيرون دشمن دارد ولى دشمن بيرون از بيرون نمىتواند كار بكند ، دشمن بيرون هم از داخل كار مىكند . اين است معنى « وَ اخْشَوْنِ » از من بترسيد ؛ از من بترسيد به اينكه اخلاق و روح و معنويات و ملكات و اعمال شما عوض بشود و من به حكم سنتى كه دارم كه اگر مردمى از قابليت و صلاحيت افتادند نعمت را از آنها سلب مىكنم اين نعمت را از شما خواهم گرفت . دو حديث از پيغمبر اكرم حال من اينجا دو حديث از پيغمبر اكرم مىخوانم كه مفاد اين جملهء « وَ اخْشَوْنِ » را بيشتر توضيح مىدهد . اگر بپرسيد كه جامعهء اسلامى چگونه از داخل خودش آسيب مىپذيرد ، من با آن دو حديث اين مطلب را برايتان تا اندازه‌اى توضيح مىدهم . يك حديث اين است : پيغمبر اكرم فرمود : انّى لا اخافُ عَلى امَّتِىَ الْفَقْرَ وَ لكِنْ اخافُ عَلَيْهِمْ سوءَ التَّدْبيرِ چه جملهء عالى و بزرگى ! مىفرمود كه من بر امت خودم از ناحيهء فقر اقتصادى بيم ندارم ، فقر امت من را از پا در نمىآورد ولى از يك چيز ديگر بر امت خودم بيمناكم و آن كج فكرى ، بد فكرى ، بد انديشگى ، جهل و نادانى است . اگر مردم مسلمان ، روشن‌بينى و دوربينى و آينده‌بينى و عمق‌بينى و ژرف‌بينى را از دست بدهند و ظاهربين بشوند آن وقت است كه براى اسلام خطر پيدا مىشود . خوارج چه كسانى بودند ؟ خوارج مردمى بودند ظاهربين ، مردمى بودند كه اساساً عمق را نمىديدند ، آينده را درك نمىكردند ، شعاع ديدشان بسيار كوتاه بود ولى متعبد و متدين و معتقد و عابد و زاهد بودند . على عليه السلام آنها را رياكار نمىدانست . اين‌همه انتقادى كه از آنها كرده است نگفته اينها در عبادتشان رياكار بودند ، مىگويد اينها كج‌فهم و كج انديشه بودند . حديث ديگر از پيغمبر اكرم را اميرالمؤمنين على عليه السلام در فرمانى كه به محمدبن ابىبكر نوشته‌اند و در نهج‌البلاغه است آورده‌اند . محمدبن ابىبكر پسر ابوبكر از اسماء بنت عميس است ؛ مادرش اسماء بنت عميس است . اسماء بنت عميس قبل از ابوبكر زن جناب جعفربن ابىطالب بود كه از او عبداللَّه بن جعفر به دنيا آمد ، بعد ابوبكر او را گرفت و از او محمدبن ابىبكر به دنيا آمد كه بسيار مرد پاكى بود . بعد از